العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

300

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

چون بمنزلهء دعوت و يا اينكه معناى ذكرت را متضمن شده است و اما تعبير به اين لفظ اشدتك باللَّه خطا و غلط است . تمام شد حرف نهايه . و ضمنا مثل اينكه صحبت اعضاء با زبان ظاهرا با زبان حال باشد و كنايه از اين است كه عذاب و عقاب اعضاء از اثر كنترل نشدن زبان است . 77 - كافى . از محمد بن يحيى . . . از على بن الحسين عليهما السّلام كه فرمود . زبان انسان در هر صبحگاه بر تمام اعضاء و جوارح اشراف پيدا مىكند و ميگويد حالتان چطور است ؟ پاسخ ميدهند ما خوب هستيم اگر تو ما را رها نمائى و ميگويند اللَّه اللَّه فينا خدا را خدا را در نظر داشته باش در بارهء ما و زبان را سوگند ميدهند و ميگويند همانا ثواب و پاداش ما و عقاب و عذاب ما از ناحيه تو است . ايضاح اشراف زبان كنايه است از تسلط زبان بر اعضا ( حاكميت او است بر آنها . لفظ اللَّه منصوب است بفعل مقدر ( اتق يا احذر ) و تكرار اللَّه هم براى تاكيد است . و انحصارى كه از كلمهء انما استفاده مىشود بعنوان غالب است خلاصه اينكه عمدهء عامل در ثواب و عقاب زبان است . 78 - كافى . از على بن ابراهيم . . . از قيس بن ابى اسماعيل مرفوعا كه گفت شخصى خدمت رسول صلى اللَّه عليه و آله رسيد و درخواست توصيه و موعظه نمود حضرت فرمود . زبانت را حفظ كن . عرض كرد . ديگر بفرما - فرمود زبانت را حفظ كن . براى بار سوم تقاضا كرد . حضرت فرمود . زبانت را حفظ كن . ويحك و هل يكب الناس على مناخرهم في النار الا حصائد السنتهم . واى بر تو بجز محصولات زبان چيز ديگرى مردم را به صورت در آتش مىافكند ؟ . تبيان . در روايات اهل سنت هست كه آن شخص معاذ بن جبل بود كه خدمت حضرت شرفياب شد . و لفظ ويح بعنوان منادى بودن منصوب است كه اكثرا و در بسيارى از موارد حرف ندا ، ( يا ) تصريح شده و آمده و ندا ، از جهت تعجب است ( اى واى بر تو ) و علت تعجب اين است كه آن شخص چگونه اين سفارش و توصيه حضرت را كوچك و ناچيز شمرده و اكتفا به آن ننموده و درخواست موعظه و توصيهء ديگرى مينمايد . و در كتاب نهايه است كه ويح كلمه‌اى است كه در مورد دلسوزى بيگناه و بدون تقصير در معرض هلاكت قرار گرفته مىشود ويح يعنى اى بيچاره و در مورد مدح و تعجب هم گفته مىشود . و نصبش بنا بر مصدريت است و نيز گفته است . در حديث آمده است و هل يكب الناس